تبليغاتX
غزل بانو
 

 


وصیت نامه غزل عزیز   :

 

وصیت می کنم در کمال عقل و صحت نفس  . کوتاه و بی صدا ….

وصیت می کنم مرا درون حوضی از جنس نیلوفر و بوی خوش ترانه غسل دهید . بگذارید غساله ام شراب  طهورا طهورای  عشق باشد .  وصیت می کنم چشمهایم را پر از طراوت عطر بهار نارنج کنید ، آنگاه بدنم را به  4 طاقه حریر بپوشانید و مرا به دستهای باد بسپارید

آی خیل جماعت  نیت کنید ،  شما را به خدا نیت کنید  .  زیر حجله ام را بگیرید . این تخت روان من است که به حجله ابدیم  روانه ام  میکند . این تخت روان مرا به همه آروزهایم رساند . و اینک شما را نظاره می کنم که چه ساده به جشن عروسیم آمده اید .

یادم  است فروغ میگفت تنها صداست که می ماند اما حتی صدای من هم نای ماندن ندارد .

برای شروعی دوباره غزل سرودی نو سر کنید …

اینها همه هذیان تازه ایست که مرا  سروده است …

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت   توسط  ترانه دوست غزل بانو  |